آری قصه همیشه این چنین بوده است


گفتی از دلتنگی هایم دیگر سخن نگویم


من امشب دلتنگی هایم را به دست باد سپردم


تا این باد با دلتنگی هایم چه کند؟


آیا دلتنگی های مرا به دریا خواهد برد؟


وفریادش را با فریاد موج های بیتاب یکی خواهد کرد؟


یا در این شب بارانی .......


بر سنگفرش کوچه های خلوت جاریش میکند


یا شاید در شبی مهتاب


آن ها را به نگاه به یک غریبه که به ماه خیره شده بسپارد!


یا شاید در نگاهی سرد


در گوش دو پیکر خسته در خواب زمزمه اش کند؟


آیا کسی دلتنگی های مرا خواهد شنید؟


دلتنگی هایم را به باد سپرده ام........


شاید این باد دلتنگی مرا


در گوش تو ای ناب تر از غزل هایم زمزمه کند!


بگذار برایت بگویم


که امشب سخت دلتنگت هستم...........!